مدتیه که با انتقال تختت به اتاق خودت و برداشتن وسائل زائد و متفرقه از اتاقت، سعی داشتیم کاری کنیم توی اتاق خودت بخوابی.
تلاش ما با وجود ایجاد چیزایی که فکر می کردیم برات جذابیت محسوب می شه مثل چراغ خواب و ملافه و روتختی السا و ... بی حاصل بود. تو انقدر به ما وابسته ای که خوابیدن توی اتاق خودت باعث شده استرس پیدا کنی و نفست تنگ بشه.
دیشب که بابا داشت می رفت تهران، انقدر گفتی قلبم درد می کنه که حسابی همه رو نگران کردی.
ساعت 12 شب برگشتیم خونه و دفترچه تو برداشتیم و تا ساعت 3 با هم بیمارستان و کلنیک و داروخونه بودیم. خدا رو شکر عکس چیزی نشون نداد و همه ش ظاهرا عصبیه.
دکتر بهت یه کتابچه کوچولو
برچسب: قربون,قلب,کوچیکت,بشم,
نویسنده: رادین حسینیان
تاريخ: شنبه
28 مرداد
1396 ساعت: 3:46